أبي الفتح الجرجاني ( مترجم : الاشراقي )
مقدمه 25
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي )
و در اثر اجراى اين فريضه حقوق الهيه ( خمس ، فيء ، غنيمت وزكاة ) جمع آورى و به مصارف واصلاحات جامعه مىرسد . اى طايفه اى كه با علم مشهور و با خير مذكور و با نصيحت معروف و در انظار مردم شخص خدائى ومنصوب مقام بلند هستيد به طورى كه ضعفاء اكرام و احترام مىكنند واشراف حساب مىبرند ومقدمتان مىگردانند ( در حالى كه شامل هيچ گونه تفوقى نيستند ) در مواقع گرفتارگيشان شفاعت مىنماييد . اما ارباب حوائج ودردمندان از استيفاء حقوق محرومند . مشى وحركات شما در معابر متكبرانه هم چو مشى ظالمان مىباشد . آيا اين مقام شامخى كه نصيب شما شده در اثر قائم بودن به اوامر خداونديست ؟ نه هر گز ! اكثر شما متجاوز از حدود الهى و در حق وشأن پيشوايان دين استخفاف ورزيده و حق ضعيفان را پايمال كرده به حق بىاساس خويش ضميمه نموده ايد نه در راه خدا جهاد وجان نثارى از شما سر زده و نه سخاء وجودى . و از مجمع و اجتماع خود محض رضاى خدا صرف نظر نكرده ايد . با اين حال و وضع آرزوى وصلت بهشت ومجاورت وشفاعت پيغمبران داريد اما مىترسم كه به آمال خود نرسيده غرق عذاب الهى گرديد چون به مقام و به مسند عالى رسيده ايد اما صاحبان معرفت به خدا را وقع نگذاشته ايد . اى علمائى كه ميان توده ء مردم صاحب اكرام وعزت هستيد با وجود اين مقام وجلالت شأن كه ناظر نقض و شكسته شدن عهد خدائى هستيد وابدا به حال خود تغييرى نمىدهيد در حالى كه به ظاهر از اعمال وسوابق پدرانتان حذر مىكنيد غافل از اين كه اين بىاعتنايى قبيحترين اعمال است وهم عهد رسول خدا را حقير مىشمريد و به حال مرضاى بىچاره وكورها وارباب امراض مزمن در گنج كلبه هاى حقير مانده و به اشك چشمان و به آههاى سوزان وناله هاى دردناك يتيمان نظرى نداريد و هيچ تأييدى در باره شان از طرف شما نيست و به سبب رفتار با تزوير